تبلیغات
کره ای دهکده - پارت سوم آخرین قدم
کره ای دهکده
اللهم عجل لولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
 ببخشید بچه ها نمی دونم چرا هی میگه حجم زیاده

_ آره دو روز بعد اینکه شما اومدید اینجا روحانی مسجد گفت قراره یه کاروان از اینجا ببرن مشهد منم باهاشون رفتم جات خالی بود دخترم کلی دعات کردم

از ته دلم خوشحال شدم

_واای خیلی خوشحال شدم دیدید گفتم ناراحت نباشید

_ آره دخترم ایشالا هر چی از خدا میخوای بهت بده

_ درباره کجا حرف می زنید؟

_ شما خبر نداری یه جایی هست که مثل بهشت میمونه نه اصن خوده بهشته

_ مگه همچین جایی هم وجود داره؟

_ آره پسرم هست ؟ مگه تو نرفتی

_ نه ایشون تا حالا اونجا نرفته

_ خدا قسمتت کنه ناراحت نباش تو هم یه روز اونجا  رو می بینی

هم خندم گرفته بود هم واقعا خودمم ته دلم می خواست سوکی اونجا رو ببینه اما این محال بود

_ خوب بیاید اینم کیک ماهی مخصوص شما دو نفر اونم به حساب خودم

_ ممنونم

_ راستی شما دو نفر هنوز بچه دار نشدید؟

یهویی هم من و هم سوکی کیک ماهی تو گلومون گیر کرد و به سرفه افتادیم نمی دونیم از سردی هوا بود یا از داغی این ماهی ها یا این حرف ولی به شدت گرمم شد نا خواسته هردومون به هم نگاه کردیم بعد هر دو به خنده افتادیم از بس خندیدم دل درد گرفتم تازه متوجه نگاه متعجب پیرمرد ، شدم بعد اینکه ما خنده هامون تموم شد اون زد زیر خنده حالا اینبار ما تعجب کردیم

_ صورتتون

سریع گوشیم رو در آوردم متوجه قرمزی دور دهنم شدم سوکی هم همینطور بود خندم گرفته بود

_ بیا سلفی گیریم عالی میشه

_ باشه فقط قول بده پخشش نکنی

_ مگه من آنتی فنم

دو سه تا سلفی از خودمون گرفتیم بعد هم یه عکس سه نفری با اون آجوشی گرفتیم دلم نمی خواست ازش خداحافظی کنیم . اون روز به اصرار من ناهار رو من درست کردم ولی اینبار سوشی.ای کاش زمان هینجا می ایستاد.

احساس خفگی داشتم . امروز خبر قرار ما دوتا علنی می شد و سوکی هم می فهمید دلم نمی خواست این خبر به گوش اون برسه . از استرس داشتم ناخون هام رو می جوییدم کمپانی به خاطر از بین رفتن شایعه های بی خودی می خواست این خبر رو پر سرو صدا اعلام کنه از صب هم اخبار ها رو چک می کردم هم سایت هارو تا بالاخره نزدیک ظهر خبر اعلام شد با اعلام شدنش قلب منم گرفت به ثانیه نکشیده صدای زنگ در بلندشد با ترس به سمت رد رفتم یعنی کی بود . در رو که باز کردم با  صورت قرمز سوکی روبه رو شدم تا حالا اینجوری ندیده بودمش

_ این خبرا چیه ؟ تو واقعا با کریس قرار می ذاشتی؟

به  روزنامه تو دستش نگاه کردم به عکس خودم و کریس که تیتر روزنامه شده بود با اینکه دلم می خواست داد بزنم نه درست نیست همش اشتباهه ولی مجبور شدم دروغ بگم

_ آره

_ حالم ازت بهم میخوره نگار

بعدشم محکم در رو بست ناخود آگاه صورتم خیس شد ، نه این درست نیست..............

 

پایان

آنچه در قسمت 19 می خوانید :

به ازدحام مردم و خبرنگار ها نگاه انداختم ، یعنی کریس اینقدر محبوب بوده

_بچه ها مهمون نمی خواید

_ایشون  دوست دختر، برادر کریسه  و این ها هم دختران SNSD

دو روز بود که سوکی رو نمی دیدم تو تا شبا بیرون بود آخر شب هم مست بر می گشت .

نمی دونم چرا اینقدر عطسه ام می گرفت احتمالا از اون رودخونه است ، خبرنگار ها هر یه سوالی که می پرسیدن منم یه عطسه میزدم

_ تو که داری تو تب می سوزی

_ ببوسش ، ببوسش

دهنم از این حرف مردم باز موند این دیگه چی بود که گفتن خدایا نه اینم از خدا خواسته داره جلو میاد....

 پایان


بیا بازم ،بزار رنگی بشه دنیام کنارت
هنوزم من دلم گیره ، چشام خیره به راهت
بیا تا دل نمرده باز،بازم یادم بده پرواز
بیا تا دل خوشیم بازم کنار تو بشه آغاز
بیا بی تو من از این زندگی سیرم
نمی دونی دارم این گوشه میمیرم
بیا یادم بده پروازبا دستات
دلم با رفتنت دنیاش رو از دست داد
بیا بی تو من از این زندگی سیرم
نمی دونی دارم این گوشه میمیرم
بیا یادم بده پرواز با دستات
دلم با رفتنت دنیاش از دست داد
بیا بازم،بذار باهم بمونیم ما همیشه
دلم پیشه تو بد گیره ،
میگه بی تو نمیشه
بیا تا دل نمرده باز،بازم یادم بده پرواز
بیاتا دل خوشیم بازم کنار تو بشه آغاز،بشه آغاز
بیا بی تو من از این زندگی سیرم
نمی دونی دارم این گوشه میمیرم
بیا یادم بده پرواز با دستات
دلم با رفتنت دنیاش از دست داد
بیا بی تو من از این زندگی سیرم
نمی دونی دارم این گوشه میمیرم
بیا یادم بده پرواز با دستات
دلم با رفتنت دنیاش از دست داد
بیا بازم از مسیح و آرش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 5 مرداد 1395
شنبه 31 تیر 1396 15:36
Greetings! Very useful advice within this article! It's the little changes that make the most
significant changes. Thanks for sharing!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 16:26
What's up to all, how is the whole thing, I think every one is getting more from this site, and your views are nice
designed for new visitors.
چهارشنبه 6 مرداد 1395 12:51
عالیه عچقم.دستت دردنکنه بقیش بذار
فاطمه اشرفی رادباشه میذارم ولی فقط به خاطر تو میذرام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دریافت کد پیغام خوش آمدگویی