تبلیغات
کره ای دهکده - پارت دوم قسمت بیست آخرین قدم
کره ای دهکده
اللهم عجل لولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من




دوستان به دلیل حجم زیاد متن مجبورم به چند پارت تقسیمش کنم ادامه:

با سر جواب آره دادم . تو کافی شاپ پایین کمپانی نشسته بودم و منتظر بودم تا کای سفارش ها رو بیاره

_ بیا اینم از این

_ منکه گفتم چیزی نمی خورم

_ ولی من یادم نمیاد قبول کرده باشم

 یه لبخند از سر اجبار زدم

_ خوب حالا بگو ، چی شده که اینقدر تو رو بهم ریخته

_ همون شبی که به تو زنگ زدم بیای

_ خوب

_ اون شب منتظر بودم سوکی بیاد تا من باهاش صحبت کنم می خواستم بهش بگم قضیه چیه

_ خوب

_ بعد اینکه دیدم اومده خودم رسوندم بیرون تا ببینمش اما نگین ، زوج عکسیش هم باهاش اومده بود ، اونم ساعت 12 شب

با این حرفم دیدم یهو کای زد زیر خنده

_ چیه چرا می خندی؟

_ اصلن فکر نمی کردم قضیه حسادت زنانه باشه

_ اما مهمه

یکم که خندید دوباره جدی شد

_ ببین تو این مدت رفتارهایی که من از سوکی دیدم این رو نشون می داد که اون هم تو رو دوست داره

_ خوب این چه ربطی داره

_ خوب وقتی اون تو رو دوست داشته باشه مطمئن باش اینکارش فقط به خاطر لجبازی با تو بوده  و بعد از اینکه تو از اونجا رفتی دختر رو فرستاده خونش مطمئنم همین طور بوده

با این حرفش همینطور زل زده نگاهش می کردم

_چیه چرا بهم زل زدی؟

_ سریال زیاد نگاه می کنی؟

_خوب موقعی که بیکارم آره

_معلومه

_ولی من جدی گفتم دلزم من این دختر چی بود اسمش؟

_نگین

_آهان یکبار نگین رو دیدم خیلی رفتارش عجیب بود واسم ، اگه بخوای می تونم درباره اش تحقیق کنم

_ واسه ما سفارش ندادید

به بچه ها نگاه انداختم همشون اومدن دورمون نشستن

_کریس کجاست؟

کای جواب سوهو رو داد

_باید میرفت واسه عکسبرداری

_پس واسه همینه نگار ناراحته

تو جواب بکهی یه لبخند تلخ زدم

_نگران نباش یا خودش میاد یا ایمیلش

_چانی به نظرت این اتفاق تکراری نیست

_شین جی هی؟

_درسته

و هردوشون به دی او نگاه انداختن اونم دستپاچه شد ، شاخکام تیز شد

_قضیه چیه؟

_این داداش ما یه روز تو مثلث عشقی گیر کرده بود

حرف بکهی نامفهوم بود

_یه مثلث عشقی بین دی او و لوهان و شین جی هی

_شین جی هی؟ همون دختر خوشگله و معروفه

_آره همون

وای دی او یه روز عاشق شین جی هی بوده

_خوب اخرش چی شد؟

_هیچی همه چی بهم ریخت شین جی هی واسه ادامه تحصیل رفت نیویورک ،لوهان از گروه جدا شد ، دی او هم که سر عقل اومد.

به دی او نگاه کردم مثل همیشه آروم بود. تو کمپانی خیلی شلوغ بود به خاطر کنسرتی که گروه SNSDامروز داشت ، شروع کنسرت 7بود تا اون موقع من بیکار بودم، با سورا قرار گذاشته بودیم همدیگر رو ببینیم .از دور که دیدمش خوشحال شدم و دست تکون دادم تا به هم رسیدیم همدیگر رو بغل کردیم

_ ماه عسل خوش گذشت

_اوهوم عالی بود ، بیا بشین بگو ببینم از سوکی و کریس چه خبر

تا یه ساعت من از کارهای سوکی و چه طوری آشناییم با کریس میگفتم ، اون هم از خاطرات جلب ماه عسلش

_آهان راستی بیا اینم از سفارشی که بهم داده بودی

پاکت رو ازش گرفتم عکسایی بود که گرفته بودیم

_ممنونم

_قابلت رو نداشت

تو ماشین که نشستم به عکسی که همه با هم تو عروسی سورا گرفتیم نگاه کردم دوباره اشک تو چشام جمع شد بغض راه گلوم رو بست یه بار دیگه به گوشیم نگاه انداختم ، نامرد نه پیامی نه زنگی گوشی رو دوباره پرت کردم تو کیفم و به محل کنسرت رفتم. دوباره خبرنگار ها با دیدنمون به سمتمون هجوم آوردن ، بازم همون سوالا و جوابای تکراری با کمک منیجر کریس و نگهبانا تونستیم سریع رد بشیم . با کریس رو نزدیک ترین نیمکت ها نشستیم چه جمعیتی واو. انگاری سالن داشت میترکید همینطور متعجب سرم در گردش بود که دیدم کریس با حالت تمسخر داره لبخند می زنه

_چرا می خندی؟

_تا حالا کنسرت نیومدی نه؟

_فقط یه بار تو بچگیم رفتم

_می دونستم

دیدم اینقدر صدای جمعیت بلنده که صدا به صدا نمی رسه بهترین موقعی بود که سوالی رو تو ذهنم داشتم رو بپرسم

_چرا تو همیشه اینقدر جدی ای و اخمویی

_من اخم نکردم حالت صورتم همینطوریه

 بهش خوب نگاه کردم شاید راست می گفت حالت صورتش همین مدلی بود بهشم میومد ولی می خواستم کاری کنم لبخند بزنه رفتم جلو که یهو اونم صورتش رو به طرف من برگردوند فاصله صورتامون با نزدیک بود چشام گرد شد ولی اون همچنان خونسرد بود یهو دیدم صدای جیغ جمعیت بلند شد اول فک کردم به خاطر ماست لو رفتیم ولی بعد متوجه شدم به خاطر ورود دختراست برقا خاموش شد و صدای آهنگ هم بلند شد یه آهنگ شاد بود تو این تاریکی نمی تونستم صورت کریس رو ببینم فقط صدای نفساش رو که نزدیک تر می شد رو می شنیدم همینطور داشت نزدیک تر می شد که من رو صندلیم جابه جا شدم و درست نشستم و به روبه روم زل زدم  .............



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 18 مرداد 1395
جمعه 17 شهریور 1396 12:35
My partner and I stumbled over here from a different page and thought I might as well
check things out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to looking into your web page repeatedly.
دوشنبه 25 مرداد 1395 18:53
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ

دانلود اسپمر میهن بلاگ
http://digiaghahi.ir/adv-2673.aspx
شنبه 23 مرداد 1395 11:55
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ


کسب درآمد از پاپ آپ
http://www.popmax.ir
پنجشنبه 21 مرداد 1395 13:46
سلام بعد قرنها نظر دادم این پارتت عالی بئد از رمانت خوشم میاد
فاطمه اشرفی رادممنووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم
دوشنبه 18 مرداد 1395 22:26
مرسی بقیه رو کی می ذاری؟
دوشنبه 18 مرداد 1395 21:08
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ


کسب درآمد برای صاحبان سایت و وبلاگ

چرا کسب درآمد از پاپ مکس ؟

1000 تومان هدیه عضویت درپاپ مکس
به ازای هر بازدید کننده تا سقف 60 ریال (واقعی) درآمد کسب کنید
حداقل سقف پرداخت 5000 تومان

پاپ آپ
http://popmax.ir
دوشنبه 18 مرداد 1395 16:50
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ


اسپمر میهن بلاگ
http://KingAds.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دریافت کد پیغام خوش آمدگویی